السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

168

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

ستاره‌شناسى ، قيافه‌شناسى و شناخت آسمان‌ها و . . . برخوردار بودند . برخى كهانت ، قيافه‌شناسى ، ستاره‌شناسى و حساب را از جمله خصلت‌هاى متمايز عرب جاهلى دانسته‌اند . « 1 » اگر بپذيريم كه مردم عرب در اين باره چيزى داشته‌اند بايد دانست كه صرفا تجربيات ساده و كم دامنه‌اى بود كه از راه حدس و گمان يا از مشايخ و پيرزنان قبيله به ارث برده بودند . از نظر ابن خلدون نيز دانش عرب در زمينهء پزشكى يك سرى معلومات اوّليه و ملاحظات ساده بود كه نه مىتوان دانش ناميد و نه شبه دانش . « 2 » مردم عرب عموما امى بودند و خواندن و نوشتن نمىدانستند مگر افراد اندكى كه به حساب نمىآيند . چنان كه گفته مىشود : رسول اكرم ( ص ) نامه‌اى به قبيله بكر بن وائل نوشت . آنان در قبيله خود كسى را نيافتند كه نامه را بخواند تا اين كه مردى از قبيلهء بنى ضبيعه آن را بر ايشان خواند . اين قبيله را بنى كاتب مىناميدند . « 3 » مطابق روايت بلاذرى به هنگام ظهور اسلام ، در ميان قريش هفده مرد و در اوس و خزرج دوازده نفر خواندن و نوشتن مىدانستند . « 4 » در حالى كه از نظر ابن عبد ربه در اين زمان فقط هفده نفر مىتوانستند به زبان عربى بنويسند . « 5 » ابن خلدون معتقد است كه بيشتر آنان سواد درستى نداشتند ، بلكه خيلى ابتدايى و بسيار ضعيف بودند . اين فهرست هفده نفرى نشان مىدهد كه غالب آن‌ها پس از ظهور اسلام خواندن و نوشتن آموخته‌اند . نام على ( ع ) شاهدى بر اين مدّعاست . اصولا از نظر عرب جاهلى ، خواندن و نوشتن عيب

--> ( 1 ) . الموفقيات ، 362 - 363 . ( 2 ) . مقدمه ( ترجمه فارسى ) ، 2 / 1034 . ( 3 ) . مجمع الزوائد ، 5 / 305 ؛ المعجم الصغير ، 1 / 111 . ( 4 ) . فتوح البلدان ، 471 . ( 5 ) . العقد الفريد ، 4 / 157 .